الشيخ محمد تقي القمي ( مترجم : محمد مقدس )
15
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى )
خود تحميل كرده بودكه در راستاى تحكيم جايگاه اسلام در دل مردم حتى به بهاى پايمال شدن مصلحت شخصىاش بود . اين مرد با رفتار و شيوهء برخوردش ، ابعاد حقيقى تعاليم اسلام و آرمانهاى قرآنى و اخلاق نيكوى محمدى را تجسم بخشيد و با اين كار در راه تثبيت گامهاى نخست حركت " تقريب " و شكلگيرى وحدت ميان طيفهاى مختلف مسلمانان كه خود ( رحمة الله عليه ) از برجستهترين و سرسختترين مناديان آن بود ، كوشيد و در اين راه از رهبرىهاى خردمندانه امام خمينى ( قدس سره ) در رهبرى انقلاب اسلامى در ايران و پس از وى خلف صالح او " مقام معظم رهبرى آيت الله خامنهاى " در ادارهء امور كشور ، تأسى جست و رهنمودهاى ايشان در چارچوب فراخوانى به انديشهء اصيل اسلامى را تداوم بخشيد . و بهاين ترتيب ، انبوه فراوان مواضعى كه در زندگى خويش ثبت كرد و مجموعهء رفتارها و سيرهاى كه مردم از وى بهخاطر دارند ، ادامه بخش اخلاق و رفتار اهل بيت نبوت ( عليهم السلام ) و صحابهء بزرگوار و علماى صالح بهشمار مىرود . از اينجاست كه مواضع وى از بُعد الهى والايى در ميان امت برخوردار گشت و ديدگان را متوجه وى و توجه همگان را بهخود معطوف ساخت . بنابراين شگفت نيست كتابى را در اختيار داشته باشيم كه به بخشى از جنبههاى درخشان اين شخصيت برجسته و يگانه يعنى انديشه ، فرهنگ و فراخوان " تقريبى " وى مىپردازد كه از سوى " حجة الاسلام و المسلمين سيد هادى خسروشاهى " « 1 » - با مقدمه
--> ( 1 ) - " استاد خسروشاهى " كتاب را در سال 1424 . ق ( 1381 . ش ) زمانى كه به عنوان " سرپرست گروه ديپلماتيك جمهورى اسلامى ايران در قاهره " در " مصر " اقامت داشت ، به رشته تحرير درآورد ؛ همچنانكه كتابهاى ديگرى نيز تهيه و منتشر ساخت از جمله : مجموعهء آثار كامل " سيد جمالالدين حسينى افغانى " در 9 جلد كه در شش مجلد شامل 3500 صفحه بچاپ رسيد و انتشارات بينالمللى " الشروق " در قاهره اقدام به چاپ و نشر آن كرد . و نيز كتاب : " اهل بيت در مصر " كه در قاهره بهچاپ دوم هم رسيد و سومين چاپ آنرا " مجمع جهانى تقريب مذاهب اسلامى " - بهوسيلهء " مركز علمى قم " - بر عهده گرفت ؛ اين چاپ ويرايش شده و با افزودههايى نسبت به چاپهاى قبلى است . اين فعاليتها نشان مىدهد كه اشتغال به مسائل سياسى ، دست اندركاران و عاملان در راه اسلام را از كار و تلاش فرهنگى جدّى و هدفمند ، بازنمىدارد . . . .